7 November 2009

Nr : 553

"کسی باش که ادم هیچ اسمی روت نذاشته و نذاره
ولی بدونه که همه کس اش هستی .+ "
و من پرت میشم به روزگار آقای نووان و  آقای
هیز نیم ایز نونیم و آن سیب سرخ
در یخچالم  .
45 روزه دیگه کریسمس ئه .

Nr : 552

این فیلم
دقیقه به دقیقه اش .
آه . آه .

Nr : 551

و تو که بلد نبودی با وال ها برقصی .
کلاغ های« پر سیاهِ » روی درخت  ها حتی
توی کتابها صابون  ...
و تو که بلد نبودی با وال ها برقصی ..

3 November 2009

Nr : 550



I feel like no one again .

Nr : 549


لندن‌م نمی‌آد٬ آمستردامم‌ می‌آد هم‌اکنون.

Nr : 548

همچین شبی پارسال در آلمان
گذشت با خانواده .
از آن همه نق ی که زدم پشیمانم .
همین .
بوبوبوبو من جغدکم . من بی جینی ام .